L.E

🇷🇺Небольшой дом мечты🇷🇺

کشاورز

من یک کشاورزم، یا فقط زندانیِ رویاهایی که هرگز اجازه ندارم به آن برسم؟»

 

صبح

«در این ساعت از صبح، ترس، تنها میوه‌ای است که به خوبی رشد می‌کند

زمین

خدایا، چرا این زمینِ بی‌جان به من لبخند می‌زند، اما انسان‌ها نه؟»

روح

همه چیز در این مزرعه خریده می‌شود؛ پول، بذر، حتی آسایشِ کاذبِ من… آیا خودِ روح هم قابل خریداری است؟»

بذر

اگر من این بذر را در خاک نکارم، آیا من همچنان وجود دارم؟»

خیال

و او هرگز نخواهد فهمید که من از غم نبودش

به خیال بودنش پناه بردم..